ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
153
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
پس از صميميتى كه من در گذشته به جنابعالى ابراز داشتهام « 46 » و هنوز دلم مى - خواهد آن را حفظ كنم انتظار داشتم كه جنابعالى دوستى مرا متقابلا با دادن كمكى پاسخ گوئيد ، ( 3487 ) اما نه اينكه در جلو من سد و بند پديد آوريد . اين كه جنابعالى به من كمك نمىكنيد و هر بار اين بنگ ساليها را به درون شركت مىبريد شباهتى به دوستى ندارد . پس چرا جنابعالى از من شكايت مىكنيد و حال آنكه رفتار من همسان شما نيست . ديروز بعد از ظهر با درخواست جنابعالى دربارهء آزاد ساختن زندانيان « 47 » پس از آنكه ايشان راضى شدند كه سهم خراج خودشان را بپردازند موافقت كردم . ديلماج ، دلالان و ديگر كاركنان جنابعالى هميشه از رفتار بسيار مؤدبانهء من برخوردار بودهاند « 48 » و من هنوز آمادهام كه با آنها همان رفتار را داشته باشم . به واسطهء دوستى طولانى كه بين من غلام پادشاه ( او در سراسر اين نامه از خود با عنوان غلام پادشاه نام مىبرد ) و شركت محترم هلند وجود داشته به خدا سوگند مىخورم « 49 » كه دربارهء آن دلالان يا هيچيك از نوكران جنابعالى نيت بدى در سر نپروراندهام ( پشت برگ 3487 ) بلكه قصدم اين بوده كه در حد توان در تمام زمينهها نسبت به آنها با محبت و احترام تمام رفتار نمايم . به همين جهت بهتر است كه جنابعالى نيز در پرورش اين دوستى و در گرد كردن خراجهاى لازم مرا يارى دهيد زيرا كه من به خوبى آگاهم
--> ( 46 ) - چون با انگليسيان در افتاده بود پيوسته به ما بيش از انگليسيان ابراز دوستى مىنمود اما از اين كار سودى عايدش نشد و ما هرگز با او مخالفت نكردهايم جز اينكه از امتيازات خود دفاع كردهايم . ( 47 ) - دربارهء ادعاى شرفى كه ما در اعتراض خود داشتهايم سكوت مىكند . او فقط براى اين آزادشان ساخت تا احتمالا آنها بيش از آنچه نخستين بار خواسته بود ، به او بدهند . ( 48 ) - به همان دليل كه در حاشيهء 39 ص 152 ذكر شد . ( 49 ) - اينكه سوگند ايرانى تا چه حد مراعات خواهد شد ، گذشت زمان - كه او را بسيار بدنام ساخته است - آن را روشن خواهد ساخت آن هنگام كه شوق پول بيشتر دامنگيرش شد استادانه آن را زير پا خواهد گذاشت ( پشت برگ 3487 ) .